احمد مجد الاسلام كرمانى
441
سفرنامه كلات ( فارسى )
بارى از منزل او بدار الحكومه آمده على الرسم شام خورده خوابيديم و چون روز جشن چندين تلگراف تبريك بطهران كرده بوديم و بقم « 1 » هم بآقايان تبريك و تهنيت گفته بوديم ، بجناب صدراعظم هم تلگراف مبسوطى راجع به تجليل مقام منيع او و بقاى نام نيكش در تاريخ عالم در توفيق وصول به اين مقصد اعلى كرده بوديم ، لهذا امروز بانتظار جواب بودم و مستقيما بتلگرافخانه رفتم اولين تلگرافى كه از مشهد مخابره كردند تلگرافى بود كه شاهزاده جليل ميرزا رئيس تلگرافخانه مركزى خراسان بعنوان بنده و رفقايم مخابره نمود و ما را از استخلاص بشارت داده بود ما هم جوابى متشكرانه به او مخابره كرديم و يقين كرديم تلگراف آزادى رسيده ولى چون از طهران مستقيما با كلات مخابره نميشود بلكه اول به تلگرافخانه مشهد ميكنند بعد بتلگرافخانه كلات ميگويند لهذا قدرى معطل شده و تا حوالى ظهر در تلگرافخانه مانديم و با نهايت اشتياق انتظار وصول تلگراف را داشتيم و خبرى نشد ، بر سرهنگ سخت گرفتيم كه از مشهد مطالبه كند او هم مطالبه كرد جواب او را برمز دادند و حاصلش آنچه ما فهميديم اين است كه تلگراف رسيده ولى حالا بردهاند نزد « آصف الدوله » تا او مطلع شود . تا عصرى حتما مخابره خواهد شد ، لهذا برخاسته رفتيم بدار الحكومه نهار ( ناهار ) خورديم و با حاكم قدرى از ترتيب مسافرت خودمان صحبت كرديم و خيالات خودمانرا با او در ميان نهاديم ، حاكم هم اظهار داشت كه در انجام تمام مقاصد ما حاضر
--> ( 1 ) از كلات بقم حضور حضرت آية اللّه آقاى سيد محمد مجتهد روحنا فداه - الحمد اللّه الذى اذهب عنا الحزن كفى علمك عن المقال و كفى كرمك عن السئوال . اصحاب السجن - مجد الاسلام و ميرزا آقا از كلات بتهران خدمت جناب ناظم الاسلام تبريكات داعى در حوزه مقدسه تقديم مجد الاسلام